نگاه عاشق
ديگر کسي مرا صدا نخواهد کرد
بعد از اين منم و يک سکوت جاويد
با حسرتي به بلنداي يک تجربه تلخ
با سنگيني غصه هايي که به فلک سرزده
و کينه اي که از سرنوشت در وجودم غوغا نموده
و نفرتي که از زندگي در من به اوج رسيده
ديگر کسي نام مرا فرياد نخواهد کرد
خاموش و ساکت
همچون گذشته اي شيرين و به سکوت نشسته
و آينده اي تاريک
مي روم فراموش کنم که فراموش شده ام
و خسته تر از هميشه به آغازي بي آغاز رسيده ام
مي روم با دستهاي رنگين از تمنا ..... به عشق نابودي
تا همچون اسيري سرکش و پرادعا
سر به تيغ تقدير سپارم
و مردن را در زنده بودن تجربه کنم

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 13:22 توسط سلیم
|
انواع لوازم آرایشی بهداشتی و زیورالات - پوشاک زنانه - لوازم خانگی - و ...