غم و درد زندگی قلبمو داغون میکنه
دل بی پناهمو غصه پریشون میکنه
دشمن کهنه بوده با من همیشه زندگی
واسه من دیگه این زندگی نمیشه زندگی
میشه که منم یه روز بشم بی غم تو زندگی

در غروب آرزو هام کسی یارم نبود
انتظار مرگ داشتم آن هم یارم نبود
سالهاست که کور شده ایم
قرن هاست کر گشته ایم
حتی صدای تپش قلب خویش را از یاد برده ایم
سالهاست که قلب را انکار کرده ایم
و در سر زندگی میکنیم
سالهاست که بودن را با ماندن اشتباه گرفته ایم

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم
ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم
از زشتی کردار دگر خسته شدیم
محتاج دو پیمانه می معرفتیم

عزیزم قصه نگو خوب میدونم
عشق من تو قلب سنگت دیگه جایی نداره...
دیگه دوست داشتن من برای تو
قصه ی قدیمیه،حوصله اتو سر میبره
چشم تو چشمای دشمن منه






+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 10:16 توسط سلیم
|
انواع لوازم آرایشی بهداشتی و زیورالات - پوشاک زنانه - لوازم خانگی - و ...