چشماي باروني من تشنه برق نگاته
كوچه پس كوچه دلم محتاج صداي پاته
حالا هر جا هر كي هستي توبدون آروم جوني
دست تقدير اين چنين با من خسته بخوني
يه لحظه چشماتو ببند ببين هنوز دوست دارم
شبا كه خوابت نمي ياد منم به يادت بيدارم
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید
بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید
من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل
بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید
رفتي و از رفتن تو
قلب آيينه شكسته
كوچه ها در خلوت شب
پنجره ها همه بسته
آسمان خاكستري رنگ
بغض باران در نگاهش
خنجري در سينه دارم
دودي ابر سياهش
بي تو من از نسل
بارانم بارانم بارانم
چون ابر بهارانم
گريانم گريانم گريانم
بي تو من با چشم گريان
سيل غم برد آشيانم
خواب سرخ بوسه هايت
مي نشيند بر لبانم

منم كه با دريا تلاطم كرده ام راه دريا را چرا گم كرده ام ؟؟؟
قفل غم بر درب سلولم مزن ! من خودم خوشباورم گولم مزن
من نمي گويم كه خاموشم مكن من نمي گويم فراموشم مكن
من نمي گويم با من يار باش من نمي گويم مرا غم خوار باش
من نميگويم دگر گفتن بس است گفتن اما هيچ نشنفتن است
روزگارت شيرين باد ! شاد باش دست كم يك شب تو هم فرهاد باش
آه !! در شهر ما ياري نبود قصه هايم را خريداري نبود
واي !! رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود
خسته ام از قصه هاي شومتان خسته از همدردي مسمومتان
انواع لوازم آرایشی بهداشتی و زیورالات - پوشاک زنانه - لوازم خانگی - و ...